به وبسایت پرتال جامع افق خوش آمدید

تبلیغات

مطالب این تارنما با استفاده از اسکریپت هوشمند خبرخوان افق گردآوری شده است . درصورت مشاهده محتوای نامربوط لینک مطلب را گزارش دهید .

تبلیغات






رحمن ورحیم(برگرفته از تفسیر نمونه)

معنى رحمن و رحیم و گسترش مفهوم آنها و همچنین تفاوت میان این دو کلمه را در تفسیر بسم اللّه مشروحاً خواندیم، و نیازى به تکرار نیست.
نکته اى که در اینجا باید اضافه کنیم این است: این دو صفت که از مهم ترین اوصاف الهى است در نمازهاى روزانه ما حداقل ۳٠ بار تکرار مى شوند (دو مرتبه در سوره حمد و یک مرتبه در سوره اى بعد از آن مى خوانیم) و به این ترتیب ۶٠ مرتبه خدا را به صفت رحمتش مى ستائیم.
این در حقیقت درسى است براى همه انسان ها که خود را در زندگى بیش از هر چیز به این اخلاق الهى متخلق کنند، به علاوه اشاره اى است به این واقعیت که اگر ما خود را عبد و بنده خدا مى دانیم، مبادا رفتار مالکان بى رحم نسبت به بردگانشان در نظرها تداعى شود.
در تاریخ بردگى مى خوانیم:
صاحبان آنها با قساوت و بى رحمى عجیبى با آنها رفتار مى کردند، چنان که مى گویند اگر بنده اى در انجام خدمات اندک قصورى مىورزید مجازات هاى سخت مى دید: شلاق مى خورد، او را به زنجیر مى کشیدند، به آسیابش مى بستند به حفر معادن مى گماشتند، در زیر زمین ها و سیاه چال هاى هولناک حبس مى کردند و اگر گناهش بزرگ تر بود به دارش مى آویختند !(۱)
در جاى دیگر مى خوانیم: غلامان محکوم را در قفس درندگان مى انداختند و اگر جان سالم به در مى بردند درنده دیگرى را داخل قفس او مى کردند .(۲)
این بود نمونه اى از رفتار مالکان با بردگان خویش، اما خداوند جهان در قرآن کراراً تذکر مى دهد: اگر بندگانم بر خلاف دستورم عمل کردند و پشیمان شدند مى بخشم، مى آمرزم، رحیم و مهربانم آنجا که مى فرماید:
قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لاتَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً: اى کسانى که از حریم بندگى سرباز زده اید از رحمت خدا مأیوس نشوید، خداوند همه گناهان را مى آمرزد (۳) (توبه کنید و از دریاى بى پایان رحمت خدا بهره مند شوید).
بنابراین آوردن رحمان و رحیم بعد از ربّ العالمین اشاره به این نکته است که: ما در عین قدرت، نسبت به بندگان خویش، با مهربانى و لطف رفتار مى کنیم. این بنده نوازى و لطف خدا، بندگان را شیفته او مى سازد که با یک دنیا علاقه بگویند: الرَّحْمنِ الرَّحیمِ .
اینجا است که انسان متوجه مى شود، چقدر فاصله است بین رفتار خداوند بزرگ، با بندگان خویش! و روش مالکان با زیردستان خود، مخصوصاً در عصر شوم بردگى.


۱ و ۲ ـ تاریخ آلبر ماله ، جلد ۱، صفحه ۱۵٠ جیبى.
۳ ـ زمر، آیه ۵۳.



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

تفسیر آیه آغاز سوره فاتحه بر اساس تفسیر نمونه

بهترین سرآغاز

میان همه مردم جهان رسم است که هر کار مهم و پر ارزشى را به نام بزرگى از بزرگان آغاز مى کنند، و نخستین کلنگ هر مؤسسه ارزنده اى را به نام کسى که مورد علاقه آنها است بر زمین مى زنند، یعنى آن کار را با آن شخصیت مورد نظر از آغاز ارتباط مى دهند.
اما آیا بهتر نیست براى پاینده بودن یک برنامه و جاوید ماندن یک تشکیلات، آن را به موجود پایدار و جاویدانى ارتباط دهیم که فنا در ذات او راه ندارد; چرا که همه موجودات این جهان به سوى کهنگى و زوال مى روند، تنها چیزى باقى مى ماند که با آن ذات لا یزال بستگى دارد.
اگر نامى از پیامبران و انبیاء باقى است به علت پیوندشان با خدا و عدالت و حقیقت است که کهنگى در آن راه ندارد، و اگر فى المثل اسمى از حاتم بر سر زبان ها است به خاطر همبستگى اش با سخاوت است که زوال ناپذیر است.
از میان تمام موجودات آن که ازلى و ابدى است تنها ذات پاک خدا است و به همین دلیل باید همه چیز و هر کار را با نام او آغاز کرد و در سایه او قرار داد و از او استمداد نمود لذا در نخستین آیه قرآن آمده: به نام خداوند بخشنده بخشایشگر (بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ).
این کار نباید تنها از نظر اسم و صورت باشد، که باید از نظر واقعیت و معنى با او پیوند داشته باشد; چرا که این ارتباط آن را در مسیر صحیح قرار مى دهد و از هر گونه انحراف باز مى دارد و به همین دلیل چنین کارى حتماً به پایان مى رسد و پربرکت است.
در حدیث معروفى از پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم: کُلُّ أَمْر ذِی بال لَمْ یُذْکَرْ فِیهِ اسْمُ اللّهِ فَهُوَ أَبْتَر: هر کار مهمى که بدون نام خدا شروع شود بى فرجام است .(۱) 



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

تفسیر سوره مبارکه کوثر (بر اساس تفسیر نمونه)

۱إِنّا أَعْطَیْناکَ الْکَوْثَرَ
۲فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَ انْحَرْ
۳إِنَّ شانِئَکَ هُوَ الأَبْتَرُ

ترجمه:
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر
۱ ـ ما به تو کوثر (خیر و برکت فراوان) عطا کردیم!
۲ ـ پس براى پروردگارت نماز بخوان و قربانى کن!
۳ ـ (و بدان) دشمن تو قطعاً بریده نسل و بى عقب است!

تفسیر:
ما به تو خیر فراوان دادیم
روى سخن در تمام این سوره، به پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) است (مانند سوره و الضحى و سوره أ لم نشرح ) و یکى از اهداف مهم هر سه سوره، تسلّى خاطر آن حضرت در برابر انبوه حوادث دردناک و زخم زبان هاى مکرر دشمنان است.
نخست مى فرماید: ما به تو کوثر عطا کردیم (إِنّا أَعْطَیْناکَ الْکَوْثَرَ).
کوثر وصف است که از کثرت گرفته شده، و به معنى خیر و برکت فراوان است، و به افراد سخاوتمند نیز کوثر گفته مى شود.
در این که: منظور از کوثر در اینجا چیست؟ در روایتى آمده است: وقتى این سوره نازل شد، پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) بر فراز منبر رفت و این سوره را تلاوت فرمود، اصحاب عرض کردند: این چیست که خداوند به تو عطا فرموده؟
گفت: نهرى است در بهشت، سفیدتر از شیر، و صافتر از قدح (بلور) در دو طرف آن قبه هائى از درّ و یاقوت است ....(۱)
در حدیث دیگرى، از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم: کوثر نهرى است در بهشت که خداوند آن را به پیغمبرش در عوض فرزندش (عبداللّه که در حیات او از دنیا رفت) به او عطا فرمود .
بعضى نیز گفته اند: منظور همان حوض کوثر است که تعلق به پیامبر(صلى الله علیه وآله)دارد و مؤمنان به هنگام ورود در بهشت، از آن سیراب مى شوند.(۲)
بعضى آن را به نبوت تفسیر کرده.
بعضى دیگر به قرآن.
بعضى به کثرت اصحاب و یاران.
بعضى به کثرت فرزندان و ذریه، که همه آنها از نسل دخترش فاطمه زهراء(علیها السلام) به وجود آمدند، و آن قدر فزونى یافتند، که از شماره بیرونند، و تا دامنه قیامت یادآور وجود پیغمبر اکرمند.
بعضى نیز آن را به شفاعت تفسیر کرده و حدیثى از امام صادق(علیه السلام) در این زمینه نقل نموده اند(۳)
تا آنجا که فخر رازى پانزده قول در تفسیر کوثر ذکر کرده است، ولى ظاهر این است: غالب اینها بیان مصداق هاى روشنى از این مفهوم وسیع و گسترده است، زیرا چنان که گفتیم، کوثر به معنى خیر کثیر و نعمت فراوان است، و مى دانیم خداوند بزرگ، نعمت هاى فراوان بسیارى به پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله)ارزانى داشته، که هر یک از آنچه در بالا گفته شد، یکى از مصداق هاى روشن آن است، و مصداق هاى بسیار دیگرى نیز دارد که ممکن است به عنوان تفسیر مصداقى براى آیه ذکر شود.
به هر حال، تمام مواهب الهى بر شخص پیغمبر اکرم (صلى الله علیه وآله) در تمام زمینه ها، حتى پیروزى هایش در غزوات بر دشمنان، و حتى علماى امتش که در هر عصر و زمان مشعل فروزان قرآن و اسلام را پاسدارى مى کنند، و به هر گوشه اى از جهان مى برند، همه در این خیر کثیر وارد هستند.
فراموش نباید کرد: این سخن را خداوند زمانى به پیامبرش مى گوید که، آثار این خیر کثیر هنوز ظاهر نشده بود، این خبرى بود از آینده نزدیک و آینده هاى دور، خبرى بود اعجازآمیز و بیانگر حقانیت دعوت رسول اکرم(صلى الله علیه وآله).
* * *
این نعمت عظیم، و خیر فراوان، شکرانه عظیم لازم دارد، هر چند شکر مخلوق، هرگز حق نعمت خالق را ادا نمى کند، بلکه توفیق شکرگزارى، خود، نعمت دیگرى است از ناحیه او، لذا مى فرماید: اکنون که چنین است، فقط براى پروردگارت نماز بخوان و قربانى کن (فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَ انْحَرْ).
آرى، بخشنده نعمت او است، بنابراین، نماز، عبادت و قربانى که آن هم نوعى عبادت است، براى غیر او معنى ندارد، مخصوصاً با توجه به مفهوم ربّ که حکایت از تداوم نعمت ها و تدبیر و ربوبیت پروردگار مى کند.
کوتاه سخن این که: عبادت خواه به صورت نماز باشد، یا قربانى کردن، مخصوص ربّ و ولى نعمت است، و او منحصراً ذات پاک خدا است.
این، در برابر اعمال مشرکان است که براى بتها سجده و قربانى مى کردند، در حالى که نعمت هاى خود را از خدا مى دانستند! و به هر حال، تعبیر لِرَبِّکَ دلیل روشنى است بر مسأله لزوم قصد قربت در عبادات.
بسیارى از مفسران معتقدند: منظور، نماز روز عید قربان، و قربانى کردن در همان روز است، ولى ظاهراً مفهوم آیه، عام و گسترده است، هر چند نماز و قربانى روز عید، یکى از مصداق هاى روشن آن است.
تعبیر به وَ انْحَر از ماده نحر که مخصوص کشتن شتر است، شاید به خاطر این است که، در میان قربانى ها، شتر از اهمیت بیشترى برخوردار بود، و مسلمانان نخستین، علاقه بسیار به آن داشتند، و قربانى کردن شتر بدون ایثار و گذشت ممکن نبود.
در اینجا دو تفسیر دیگر براى آیه فوق ذکر شده است:
۱ ـ منظور از جمله وَ انْحَر رو به قبله ایستادن به هنگام نماز است، چرا که ماده نحر به معنى گلوگاه مى باشد، سپس عرب آن را به معنى مقابله با هر چیز استعمال کرده است، و لذا مى گویند: مَنازِلُنا تَتَناحَرُ یعنى: منزل هاى ما در مقابل یکدیگر است .
۲ ـ منظور بلند کردن دست ها به هنگام تکبیر و آوردن آن در مقابل گلوگاه و صورت است، در حدیثى مى خوانیم: هنگامى که این سوره نازل شد، پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) از جبرئیل سؤال فرمود: این نُحَیْره (۴) اى که پروردگارم مرا به آن مأمور ساخته، چیست؟
جبرئیل عرض کرد: این نحیره نیست، بلکه خداوند به تو دستور مى دهد: هنگامى که وارد نماز مى شوى موقع تکبیر، دست ها را بلند کن، و همچنین هنگامى که رکوع مى کنى یا سر از رکوع برمى دارى، و یا سجده مى کنى; چرا که نماز ما و نماز فرشتگان در هفت آسمان، همین گونه است، و براى هر چیزى زینتى است، و زینت نماز بلند کردن دست ها در هر تکبیر است .(۵)
در حدیثى، از امام صادق(علیه السلام) در تفسیر این آیه مى خوانیم که، با دست مبارکش اشاره کرده، فرمود: منظور این است که دست ها را این گونه در آغاز نماز بلند کنى، به طورى که کف آنها رو به قبله باشد .(۶)
ولى تفسیر اول از همه مناسب تر است; چرا که منظور نفى اعمال بت پرستان است که عبادت و قربانى را براى غیر خدا مى کردند، ولى با این حال، جمع میان همه معانى و روایاتى که در این باب رسیده است، هیچ مانعى ندارد و به خصوص این که: درباره بلند کردن دست به هنگام تکبیرات، روایات متعددى در کتب شیعه و اهل سنت نقل شده است، به این ترتیب، آیه، مفهوم جامعى دارد که اینها را نیز شامل مى شود.
* * *
و در آخرین آیه این سوره، با توجه به نسبتى که سران شرک به آن حضرت مى دادند، مى فرماید: تو ابتر و بلا عقب نیستى، دشمن تو ابتر است ! (إِنَّ شانِئَکَ هُوَ الأَبْتَرُ).
شانِئ از ماده شَنَئآن (بر وزن ضربان) به معنى عداوت، کینهورزى و بدخلقى، به معنى کسى است که داراى این وصف باشد.
قابل توجه این که: ابتر در اصل به معنى حیوان دم بریده است،(۷) و انتخاب این تعبیر، از سوى دشمنان اسلام، به منظور هتک و توهین بود.
و تعبیر شانئ بیانگر این واقعیت است که، آنها در دشمنى خود حتى کمترین ادب را نیز رعایت نمى کردند، یعنى عداوتشان آمیخته با قساوت و رذالت بود، در حقیقت قرآن مى گوید: این لقب خود شما است نه پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله).
از سوى دیگر، همان گونه که در شأن نزول سوره گفته شد: قریش انتظار مرگ پیامبر(صلى الله علیه وآله) و برچیده شدن بساط اسلام را داشتند، چرا که مى گفتند: او بلاعقب است، قرآن مى گوید: تو بلا عقب نیستى، دشمنان تو بلا عقب اند!

متن کامل در ادامه مطلب



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب
تمامی حقوق این وب سایت برای گروه آواساز محفوظ است